اسطوره ها


زندگی با اسطوره (22) ـ پری و مرد جوان

داستان راستين، اينک ديگر دروغی بيش نبود. آيا به راستي هم افسانه حقيقي‌تر نبود؟! [ادامه...]


زندگی با اسطوره (21) _ لباسشويی ايکس

هيچ‌يک از ما دوست نداريم که خود را «ناآگاه» نشان دهيم [ادامه...]


زندگی با اسطوره (20) _ ديوانه، عاقل

بله! «متبرک» و «آلوده»،‌ به سادگی جای خود را با هم عوض می‌کنند! [ادامه...]


زندگی با اسطوره (19) _ زلزله

در چشم بشر سنتی، زلزله هيچ دخلی به حركت گسل‌ها ندارد [ادامه...]


زندگی با اسطوره (18) _ تير خلاص

چرا به سَرِ كسی كه چند گلوله به تنش اصابت كرده و مرگش بسيار نزديك و حتمی است، «تيرِ خلاص» می‌زنند؟ [ادامه...]


زندگی با اسطوره (17) _ قرص دارو

قصه‌ی آلودگی با ميكروب، در كار نبود و نخوردنِ قرصِ افتاده بر زمين، ربطی به كثيفی نداشت [ادامه...]


زندگی با اسطوره (16) _ بوسه‌ی مقدس

استفاده از يك فعلِ حرام، برای آشكارساختنِ درجه‌ی اعتقاد به يك مفهوم قدسی [ادامه...]


زندگی با اسطوره (15) _ عمامه‌ی آقای عبدالله نوری

شايد روزی را يادتان باشد كه دو وزيرِ دولت خاتمی را در نماز جمعه، کتک زدند [ادامه...]


زندگی با اسطوره (14) _ آرايش، باروری و زمان

چرا آرايش‌كردن به شكل و طرحی ديگر نيست و زنان، فی‌المثل به‌ جای لب و گونه، بينی يا گوش‌های‌ خود را رنگين نمی‌كنند؟ [ادامه...]


زندگی با اسطوره (13) _ آرامگاه ابدی

نوجوان كه بودم، از مشاهده‌ی عبارتِ تكراريِ «آرامگاهِ ابدی» بر روي سنگ قبرها، شگفت‌زده مي‌شدم [ادامه...]


زندگی با اسطوره (12) _ قصه‌ی عشق

مادرم يك قندانِ نقره را از منزل پدر عروس برداشت و در مسير حركت، آن‌را با خنده به اقوام نشان مي‌داد [ادامه...]


زندگی با اسطوره (11) _ پشت‌صحنه

فهم انسان از دو مقوله‌ی زمان و مکان، همواره بر آن منوال نیست که در اندیشه‌ی علمی مطرح است [ادامه...]


زندگی با اسطوره (10) _ نيام و محراب

در شبکه‌ـ فضا،‌ تحريف و تغيير،‌ منحصر به کميت‌ها نيست [ادامه...]


زندگی با اسطوره (9) _ اعداد کژ

از خصوصيات زندگی در «شبكه ـ فضا»، يكی اين است كه بسياری از كميت‌ها، دستخوشِ ديگرگونی و بل‌كه تحريف می‌شوند ... [ادامه...]


زندگی با اسطوره (8) _ انسان تک هسته‌ای منو اسیدی!

زندگي در «شبکه‌ـ فضا» منحصر در انسان‌های کهن‌وش نيست [ادامه...]


زندگی با اسطوره (7) _ آفاق خانم

جستنِ رشحاتی از باور به «شبكه ـ فضا»، در زندگی روزمره‌ی ما، دشوار نیست. سهل است، می‌توان دید كه با وجودِ آشنایی با مفاهیم علمی و علیرغمِ امكانِ استفاده از آن برای تفسیر پدیده‌ها، ما، گاه به استفاده از همان «شبكه ـ فضا» راغب‌تر هستیم [ادامه...]


زندگی با اسطوره (6) _ ننه‌قلی

«ننه‌قلی» حتی بیش از «پیرمرد كیهانی» در آن «شبكه ـ فضا» زندگی می‌كرد [ادامه...]


زندگی با اسطوره (5) _ پيرمرد کيهانی

كسانی هستند كه در طول زندگی خود، همواره ــ و مگر به ندرت ــ از همان گونه‌ی دیگرِ «علم» و «هستی‌شناسی»، استفاده می‌كنند و می‌توان گفت كم‌تر نیازی به علم و تجربه‌ی علمی، در معنایی كه ما، انسان‌های معاصر می‌شناسیم، دارند. یکی از این اشخاص،‌ پیرمردی است [ادامه...]


زندگی با اسطوره (4) _ خانمی که گم شده بود!

«خانمي که گم شده بود» هم وجه چگونگی پديداری يک روايت‌ سبب‌شناسانه‌ی اسطوره‌ای را نشان مي‌دهد و هم گرفتاری ناشي از مقوله‌ی زبان را [ادامه...]


زندگی با اسطوره (3) _ چله‌بری

«چِلّه‌بُری» و آیین‌هایی نظیرِ آن، دستكم، یك كورسوی امید به سوی زندگی است [ادامه...]


زندگی با اسطوره (2) _ مادرحوض

یکی از لولوهای ترسناکِ دوره‌ی کودکی‌ من، «مادرحوض» نام داشت [ادامه...]


زندگی با اسطوره (1) _ درآمد

هر كسی كه در گستره‌ی «اسطوره»، تكاپويی كرده باشد، تأييد می‌كند كه تعريف و تبيينِ معنای آن به ‌راستی دشوار است و بل، گاه، ناممكن [ادامه...]