یادداشت ها


فيلترينگ

فيلتر شد [ادامه...]


ابراهيم زرادشت

ارتباط میان «زرتشت» با «ابراهیم»، خاستگاهی ژرف‌تر از جعل و قرینه‌سازی‌های معمول در منابع کهن دارد. کاوش در این خاستگاه، چشم‌انداز وسیعی را می‌گشاید که، موضوع مورد بحث، فقط یکی از جوانب آن را تشکیل می‌دهد [ادامه...]


شناخت دين زرتشت

کوشش خواهم کرد تا به جای درگير کردن خواننده با مجادلات زبان‌شناسانه يا مباحثات تاريخی، مستقيماً، محتوای اصلی دين زرتشت را معرفی نمايم [ادامه...]


نکته

ساختار متکامل معادشناخت متأخر زرتشتی، می‌تواند مولود بحث‌های طلبگی دسته‌ای از موبدان زرتشتی، در دوره‌‌ی سختی و اضطرار باشد [ادامه...]


خوش‌اقبالی!

اميد دارم که کلاس من در دانشگاه اديان، کروه کوچک اما نخبه‌ای از دانشجويان را ملتفت این نکته کرده باشد که مبانی زرتشت‌پژوهی را بايد مورد تجديدنظر اساسی قرار داد [ادامه...]


يوم الفصل

گسست‌های مخفی ديروز و چالش‌های آشکار امروز، ديگر بايد به «جدايی قطعی» منتهی شوند [ادامه...]


پاييز 1388

اين که پای در گچ و به ناگزير خانه‌نشين باشی، مصيبتی بزرگ نيست [ادامه...]


برادران اويغور ما

برادرانی که گويا، به اندازه‌ی «برادران بوسنيايي ما»، خوش‌اقبال نيستند! [ادامه...]


سنت و ...

نمونه را به اندیشه‌های نوآورانه‌ی «هاشمی رفسنجانی» بنگرید [ادامه...]


بدون عنوان!

چه التزامی وجود دارد که این غول از شیشه بیرون آمده، درست به میل آن و این رفتار کند؟! [ادامه...]


فردای انتخابات

مهم اين است که گسست‌های حاد، ازين پس، قابل استتار يا کتمان نيستند [ادامه...]


در باب اين انتخابات

واضح است که در فقدان نگرش مبتنی بر تجربه‌ی علمی، مهم‌ترين گرداننده‌ی برداشت‌ها و تعبيرهای افراد، از "رويداد برانگيزاننده‌"ای همچون انتخاب رئيس‌جمهور، بُن‌باورهای اسطوره‌مندانه‌ای است که عواطف آنان را به جنبش درمی‌آورد. [ادامه...]


مادربزرگ

دیروز ساعت شش صبح، مامان وجیهه را در تختخوابش مُرده یافتم [ادامه...]


يوسفی اشکوری و چهارشنبه‌سوری!

عرصه‌ی ایران‌پژوهی را از دیرباز مصایبی بوده است ... از جمله این که آقای حسن یوسفی اشکوری [ادامه...]


ماندگارها (6): عيد مردگان، امداد از مردگان

در بستر تداوم نگاه مددجويانه به ارواح (فَرَوَشی) درگذشتگان، به احتمال زياد، هَمَسپَتمدَم به صورت عيد يا عرفه‌ی مردگان تبديل شده است [ادامه...]


صنف مصيبت‌زده!

مگر حتماً بايد پای سيل و زلزله و حناق در ميان باشد تا اعلان مصيبت‌زدگی کرد؟! [ادامه...]


شک نکنيد

شک نکنيد که محمود احمدی‌نژاد برای بار دوم رئيس‌جمهور ايران خواهد شد [ادامه...]


مقايسه‌‌ای ميان انقلاب بهمن 1357 و واقعه‌ی فروپاشی دولت ساسانی

اين گونه طولی نکشيد که يک نسل کاملاً ايدئولوژيک از جوانان ناراضی و خواهان تغيير به وجود آمد که به سادگی، رژيم کهن‌سال شاهنشاهی را برچيد. [ادامه...]


ماندگارها (5): علمات

«علمات»، هیچ رازِ پنهانی‌ای ندارد كه برای گشودنش، حاجت‌مندِ ابداع «وزیر امور روضه‌خوانی» و سفرِ كذایی وی باشيم [ادامه...]


پراکنده

لطفی چنان ساز نواخت که به تعبير ظريفی، مشت محکمی بر دهان استکبار کوبيد! [ادامه...]


ماندگارها (4): ديو يَسنی و قربانی‌ کردن

به اين ترتيب، ديوانی که قصد آزار آدميزاده‌ای مانند مرا دارند، با ملاحظه‌ی خون و کشتار، خشنود می‌شوند [ادامه...]


عليکم بالمزدق!

بله! بداهت و فراگيری و ماندگاری "درست‌دينی" و جريان‌های دينی منشعب از آن، نکته‌ای است که نبايد فراموش کرد. [ادامه...]


«سئوشينت»

بيزارم از اين گردن‌های کشيده [ادامه...]


«حکايتی که مکرر است!»

شما چه وقت شطی را ديده‌ايد که پيش از آن که آب برگيرد، زمين را آبياری کند؟! [ادامه...]


ماندگارها (3): ساختارهای کهن و نهاد روحانيت

تصور اوليه‌ی ما چنين است که نهاد روحانيت در ايران، هيچ تشابهی با دوران کهن ندارد [ادامه...]


اصلاح بخش «زرتشت»

بخش «زرتشت» اين سايت، هيچ‌وقت به دلم نچسبيده بود [ادامه...]


«لطفی، لطف تمام است»

در سرتاسر تاريخ ايران، جز سرودهای ساخته‌ی لطفی، کدام ترانه را می‌توان نام بُرد که چنين حضور قدرت‌مند و حيات اجتماعیِ مؤثری را به دست آورده باشد؟ [ادامه...]


«28 فروردين»

سر ساعت هفت صبح روز بيست و هشت فروردين [ادامه...]


«اين مردم جن دارند!»

گفت: اين مردم جن دارند! بعضی را شما می‌گيريد، بعضی را هم من! پس بگذارم همه‌ی جن‌ها را شما بگيريد! [ادامه...]


«سيادت»

چندي پيش در جايي مهمان بودم. جماعت از هر دسته‌ای بودند و از جمله بانويي که روزگاری [ادامه...]


«آسيب‌شناسی عزاداری»

جستارهايی که اين روزها با عنوان آسيب‌شناسی عزاداری منتشر می‌شود، دو نکته‌ی اساسی را [ادامه...]


«سندرم 28»

«سندرم 28» از ايدز و سرطان و حُناق و بواسير، بدتر است! [ادامه...]


«يک نکته و چند پاسخ»

امروزِ ما،‌ تصويری بسيار گويا از ديروزمان را عرضه می‌دارد. اغلب، نام‌ها و رويه‌ها و پوسته‌ها تغيير کرده ... [ادامه...]


«سرگشاده‌اي برای ماني»

بله! اي کاش، «مسلمان» می‌شديم! [ادامه...]


«پيامبر نوظهور!»

تبديلِ ناگهانیِ يک چيز به ضد خودش، برای ما مردم، مقبول‌تر است [ادامه...]


«جعفر»

در سال‌هاي نوجوانی و جوانی، كه به «انقلاب» و «جنگ» گره خورده بوديم، بيش از همه با «جعفر» دوست بودم [ادامه...]


«راز داوينچی»

استنادهای تاريخیِ کتاب «راز داوينچی»، اغلب، محل مناقشه‌اند و تعابير نمادشناختیِ آن هم گاه [ادامه...]


«طوفان نوح»

ایرانیان کهن به طوفان نوح، باور نداشتند و برای این بی‌باوری، دلیلی جالب توجه می‌آوردند [ادامه...]


«امامزاده‌ها»

تقريباً هر شهری، دارای امامزادگانی با نام‌هايی تكراری چون عبدالله، يحيی، سيدمحمد، هاشم است [ادامه...]


«دو فتوای شيعی و زرتشتی»

منع استحمام با کافر، موضوع دو فتوای هم‌زمانِ شیعی و زرتشتی است؛ اما [ادامه...]


ماندگارها (2): «رابطه‌ی ميان زلزله و ايمان مردم»

باور به وجود ارتباط ميان بلايای طبيعی با بی ايمانی مردم يا گناه‌ورزیِ آنان بر روی زمين، تازگی ندارد [ادامه...]


ماندگارها (1): «آيا شما هم يک آدمِ اهل هستيد؟!»

«آدمِ اهل» به كسی می‌گويند كه سر به راه است و كارهای ناهنجار از او سر نمی‌زند [ادامه...]


«چهار مجتبا آقايیِ ديگر»

از ميانِ چهار «مجتبا‌ آقاييِ» ديگر كه شناخته‌ام، يكي از همه كم‌تر، با نام و نشانِ من تداخل داشته [ادامه...]