|
||
|
...
«به یادگار...» مجموعهی نوشتارهای بلند و كوتاهِ مردی
است، زادهی ۲۳ خرداد
۱۳۴۶، در شهر قم، كه نامش را
«مجتبا» نهادند و عنوانِ «آقایی» را به همراه پیشوندِ «سید»، از پدرانَش به میراث
دارد. «علوم آزمایشگاهی» را در سال ۱۳۶۸ تمام كرد و چند سال بعد به هوای ادامهی تحصیل، در رشتهی میكروبشناسی،
دوباره واردِ دانشگاه شد؛ اما جز یك جلسه، در كلاس درسِ آن رشته، حاضر نگشت و سودای
درس خواندن در دانشگاه را از سَر به دَر كرد. از نوجوانی، دلبستهی مجموعهی
ناهمگونی بوده است از شعر و ادبیات و فیزیك و عكاسی و تاریخ و بازاریابی و حسابداری
تا زبانهای باستانی و شطرنج و موسیقی و طبِ سنتی و ادیان و میكروبشناسی و البته
اسطوره. باری،
شبی در هنگامِ بحث دربارهی اندیشههای دكتر علی شریعتی، درصدد برآمد تا «نقدی بر نظريهی تشيع علوی و تشيع صفوی» بنویسد كه همین، شروعی شد بر نویسندگی او. نخست، با نام مستعارِ
«سهراب علوی» مینوشت و بعدتر، در دنیای مجازی، «اَهورا اَشَوَن» را برگزید. میگفت:
«زادگانِ برجِ جوزا (= خرداد)، هر یك، دو تن هستند در یك
كالبد؛ و این كه مینویسد، نیمهی دوم من است كه لابد نامی دیگر، برازندهاش
باشد.» نیمهی اول او، یك بازاری است در شهر قم كه
لوازم خانگی میفروشد! و خود، از این نیمهی اول، هیچگاه خشنود نبوده است. از همین رو، وقتی
نوشتههایش در برخی نشریهها منتشر شد، كوشید تا به نامی غیر از نامِ واقعی بنویسد.
اما، آنان كه میشناختندَش ــ و از همه بیشتر، همسر و فرزند ــ به قدری معترضانه
به او اصرار كردند تا عاقبت، رضایت داد به درجِ نام واقعی؛ و بعدتر، با تشویقِ برخی
دوستانَش، خواست که نوشتههایش را در اینجا بگذارد، به یادگار...
|
||
|
© www.myths.ir |